تسهیلگری اجتماع محور (داشته محوری)
نوشته هایی در باره تسهیلگری و رویکرد داشته محور در توسعه محلی به قلم سعید نوری نشاط
برخی نکات در باره روش حل مسئله آزمون و خطا در تسهیلگری اجتماعمحور
آزمون و خطا (Trial and Error) یکی از ابتداییترین و در عین حال پرکاربردترین روشهای حل مسئله است. در کارگاه های آموزش مسئله شناسی و حل مسئله، این یکی از روش هایی است که آموزش می دهم. در این روش، فرد یا گروه راهحلهای مختلف را یکییکی امتحان میکند، نتیجه را میسنجد، و در صورت ناموفق بودن، راهحل بعدی را آزمایش میکند تا به پاسخ مطلوب برسد. این روش نیازی به دانش عمیق قبلی یا تحلیل پیچیده ندارد و اساس آن بر «یادگیری از طریق تجربه» استوار است. در فعالیت هایی که من در سطح محلی کرده ام، از این روش استفاده کرده ام یا شاهد آن بوده ام که استفاده شده است (مانند استفاده از مزرعه های آزمایشی در پروژه مدیریت چند منظوره جنگل های هیرکانی).
آنچه که مرا واداشت که در باره روش آزمون و خطا بیاندیشم این بود که این روش را نمی توان در هر شرایطی به کار بست. حتی بارها در جوامع محلی شنیده ام که برخی از افراد می گویند «مگر ما موش آزمایشگاهی هستیم»؛ نه این که خطابشان به تسهیلگر باشد یا اینکه به مدیران پروژه ها. حتی برای آزمون هم محلی ها هم این کار را درست نمی دانند. برای همین باید بدانیم که این روش در شرایط خاصی کارایی دارد:
یک. اطلاعات کافی در دسترس نیست: زمانی که با مسئلهای کاملاً جدید روبهرو هستیم و دانش قبلی یا دادههای کافی برای تحلیل منطقی نداریم. در این شرایط، آزمون و خطا به گروه محلی یا افراد پیشرو در محله یا روستا امکان میدهد با آزمایش گامبهگام، اطلاعات لازم را جمعآوری کنند. مثال فردی: وقتی یک اپلیکیشن جدید روی گوشی نصب میکنیم و با کلیک روی گزینههای مختلف، کارکرد آن را یاد میگیریم.
دو. مسئله ساده و کمخطر است: هزینهٔ شکست پایین است و اشتباه کردن عواقب جدی به دنبال ندارد. مثال: پیدا کردن کلید صحیح برای باز کردن یک قفل ساده — اگر کلید اشتباه را امتحان کنیم، فقط قفل باز نمیشود و آسیب دیگری ندارد.
سه. تعداد گزینههای ممکن محدود است. هرچه فضای جستجوی راهحلها کوچکتر باشد، آزمون و خطا کارآمدتر است. مثال: پیدا کردن مسیر درست در یک تقاطع با دو یا سه راه فرعی.
چهار. سرعت بر دقت اولویت دارد. زمانی که نیاز به پاسخ سریع داریم و فرصت کافی برای تحلیل عمیق یا مدلسازی وجود ندارد. مثال: وقتی چراغ خانه ناگهان خاموش میشود، سریع چند کلید را امتحان میکنیم تا ببینیم مشکل از فیوز است یا لامپ.
پنج. مسئله الگوی مشخصی ندارد. مسائل جدید یا نوظهور که سابقهٔ حل شدن ندارند و نمیتوان از تجربیات گذشته برای آنها استفاده کرد. مثال: آشپزی با مواد غذایی جدید و ترکیب طعمهای ناآشنا.
تجربه های من در سطح محلی نشان می دهد که به سه شرط مهم زیر باید دقت کرد که حتما باید پیش از بهکارگیری آزمون و خطا حتماً بررسی شوند.
بدین ترتیب هنکامی که می خواهیم از روش آزمون و خطا استفاده کنیم حواسمان باشد که:
یادمان باشد که آزمون و خطا، روشی ساده و قابل فهم در مسائل پیچیده است؛ نیاز به تخصص قبلی ندارد؛ اما همیشه این امکان وجود دارد که راهحل بهینه را پیدا نشود. برای مسائل کوچک سریع است اما برای مسائل پرمخاطره مناسب نیست. خلاقیت و اکتشاف را تشویق میکند اما تضمینی برای یافتن راهحل وجود ندارد. این روش همراه با یادگیری عمیق از طریق تجربه است اما یادمان باشد که ممکن است منجر به تصمیمگیری شتابزده شود.
در رویکرد مشارکت محلی و تسهیلگری اجتماعمحور، روش آزمون و خطا میتواند بسیار مؤثر باشد، به شرط رعایت اصولی که گفته شد. چه چیزهایی باعث می شود که از آزمون و خطا استفاده کنیم: (1) شرایط هر محله و روستا منحصربهفرد است. هیچ دو محله یا روستایی شرایط کاملاً یکسانی ندارند. راهحلی که در یک روستا جواب داده، ممکن است در روستای دیگر مؤثر نباشد. تسهیلگر و مردم محلی یا گروه پیشرو باید با آزمون و خطا، راهحل متناسب با بافت و فرهنگ خود را پیدا کنند. (2) مردم خود صاحب فرایند میشوند. وقتی مردم خودشان راهحلها را آزمایش میکنند، اشتباه میکنند و اصلاح میکنند، «مالکیت» مسئله و راهحل را به دست میگیرند. این مشارکت فعال، پایداری نتایج را تضمین میکند. (3) هزینهٔ شکست معمولاً پایین و قابل مدیریت است. در پروژههای اجتماعمحور، معمولاً با آزمایشهای کوچک و مقیاسپذیر شروع میشود. یک طرح پایلوت کوچک در یک محله میتواند بدون هزینهٔ انسانی یا مالی بالا انجام شود.
بگذارید چند مثال از کاربرد آزمون و خطا در تسهیلگری بزنیم:
با توجه به تجربه هایی که پشت سر گذاشته ام لازم است یک بار دیگر بر موارد زیر تأکید کنم:
روش آزمون و خطا ابزاری ساده اما قدرتمند است، مشروط به اینکه در شرایط صحیح از آن استفاده کنیم: جایی که آسیب انسانی وجود ندارد، هزینهٔ شکست پایین است، و روش تحلیلی مؤثرتری در دسترس نیست. در تسهیلگری اجتماعمحور و کار با محلات و روستاها، این روش به دلیل ماهیت منعطف، مشارکتی و تجربهمحور آن، یکی از مؤثرترین ابزارها برای توانمندسازی مردم و حل مسائل محلی است. وقتی مردم خودشان آزمایش میکنند، اشتباه میکنند و اصلاح میکنند، یادگیری آنها عمیقتر و نتایج پایدارتر خواهد بود.

