
همکار تسهیلگرم با ناراحتی از آخرین سفرش به روستا تعریف میکرد. پنج بار به جمعشان رفته بود، وقت گذاشته بود، جلسات متعددی برگزار کرده بود، اما هنوز در اتمام مسیر، دیواری نامرئی بین خود و اهالی حس میکرد. میگفت در انتهای آخرین جلسه، چند نفر از اعضای گروه محلی گوشهای ایستاده بودند و آرام با هم صحبت میکردند و او این کار را نشانه بی اعتمادی و غریبه بودن خودش میدانست. حس میکرد تمام تلاشش برای جلب اعتماد مردم به بنبست خورده است.به او گفتم شاید انتظارش از اعتماد، بیش از حد است. در دنیای واقعی، مخصو...
ادامه مطلب
تسهیلگری اجتماع محور (داشته محوری) نوشته هایی در باره تسهیلگری و رویکرد داشته محور در توسعه محلی به قلم سعید نوری نشاطاخلاق حرفه ای تسهیلگران یادم است یک بار یکی از کسانی که در جلسات محلی در یکی از محلات شهر تهران شرکت کرده بود، با یکی از تسهیلگران کارش به مجادله کشید. من تا آمدم که فضا را برای یک گفتگوی سالم آماده کنم، دیدم که آن فرد خیلی زیبا، به تسهیلگرمان گفت: حداقل آدم باش! به هر حال حق با شهروندی بود که در جلسه حضور داشت و آن ماجرا به خوبی و خوشی خاتمه یافت اما یک درس بزرگ داشت که جایی در ...
ادامه مطلب